تبليغاتX
AB!-ARMINBIZ فيلترشکن

URL:

!لطفا آدرس سايت فيلتر شده خود را وارد کنيد

ف.ي.ل.ت.ر.ش.ک.ن

آوای آزاد



دختری کنجکاو میپرسید:
ایها الناس عشق یعنی چه؟
دختری گفت: اولش رویا
آخرش بازی است و بازیچه

مادرش گفت: عشق یعنی رنج
پینه و زخم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش
بی ادب! این به تو نیامده است

رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: راه پر خم و پیچ
در کلاس سخن معلم گفت:
عین و شین است و قاف، دیگر هیچ

دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت: عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق پر کردن
شکم خالی زن و فرزند

شاعری گفت: یک کمی احساس
مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است
بار سنگین عشق بر شانه

شیخ گفتا:گناه بی بخشش
واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
محتسب گفت: منکر عظما ست

قاضی شهر عشق را فرمود
حد هشتاد تازیانه به پشت

جاهلی گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت

رهگذر گفت: طبل تو خالی است
یعنی آهنگ آن ز دور خوش است
دیگری گفت: از آن بپرهیزید
یعنی از دور کن بر آتش دست

چون که بالا گرفت بحث و جدل
توی آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت:
من فقط یک سوال پرسیدم!
+ نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 0:17 توسط آزاد |



سلام.
حال همه ی ما خوب است.
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند.

با این همه عمری اگر باقی بود٬
طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد
و نه این دل ناماندگار بی درمان...

تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟

راستی خبرت بدهم خواب دیده ام
خانه ای خریده ام
بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار
هی بخند

بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت.
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد.
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟

نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد،
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم:

حال همه ی ما خوب است،
اما تو باور نکن. 

                                                                                                      
سید علی صالحی

 

برای دانلود فایل صوتی این شعر با صدای خسرو شکیبایی اینجا را کلیک کنید.

1


+ نوشته شده در جمعه هشتم آبان 1388ساعت 23:33 توسط آزاد |



ترجمه و متن ترانه ی I kissed a girl and I liked it

خواننده : Katy Perry

‌This was never the way I planned

اصلاً قرار نبود اينجوري بشه

Not my intention

عمدي نبود

I got so brave, drink in hand

مشروب كه تو دستمه خيلي شجاع ميشم

Lost my discretion

قدرت تشخيصم رو از دست ميدم

It's not what, I'm used to

اين اون چيزي كه من بودم نيست

Just wanna try you on

فقط مي‌خوام روت امتحان كنم

I'm curious for you

[يه جورايي] در موردت كنجكاوم

Caught my attention

توجهم [بهت] جلب شده

 

I kissed a girl and I liked it

يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد

The taste of her cherry chapstick

[از] طعم لباي قيطوني و گيلاسيش

I kissed a girl just to try it

يه دختر رو بوسيدم فقط واسه اينكه اين كار رو كرده باشم

I hope my boyfriend don't mind it

اميدوارم دوست پسرم گير نده

It felt so wrong

حس خيلي بدي داشت

It felt so right

حس خيلي خوبي داشت

Don't mean I'm in love tonight

[البته] به اين معني نيست كه امشب عاشق شدم

I kissed a girl and I liked it

يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد

I liked it

خوشم اومد

 

No, I don't even know your name

نه، من حتي اسمت رو هم نميدونم

It doesn't matter,

مهم نيست

You're my experimental game

تو يه جور تجربه‌اي واسه من

Just human nature,

فقط طبيعت انساني

It's not what good girls do

اين كاري نيست كه دختراي خوب انجام بدن

Not how they should behave

اونجوري كه بايد رفتار كنن نيست

My head gets so confused

حسابي سرگيجه گرفتم

Hard to obey

به سختي مي‌تونم به خودم بقبولونم

 

I kissed a girl and I liked it

يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد

The taste of her cherry chapstick

[از] طعم لباي قيطوني و گيلاسيش

I kissed a girl just to try it

يه دختر رو بوسيدم فقط واسه اينكه اين كار رو كرده باشم

I hope my boyfriend don't mind it

اميدوارم دوست پسرم گير نده

It felt so wrong

حس خيلي بدي داشت

It felt so right

حس خيلي خوبي داشت

Don't mean I'm in love tonight

[البته] به اين معني نيست كه امشب عاشق شدم

I kissed a girl and I liked it

يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد

I liked it

خوشم اومد

 

Us girls we are so magical

ما دخترا خيلي جادويي هستيم

Soft skin, red lips, so kissable

پوستهاي لطيف، لباي قرمز، [كه] خيلي بوسيدني هستن

Hard to resist so touchable

سخته در مقابل [انگيزه] لمس كردن ما مقاومت كنين

Too good to deny it

خيلي بهتر از اينكه بشه تكذيب كرد

Ain't no big deal, it's innocent

كار شاقي نيست، گناه كه نيست

 

I kissed a girl and I liked it

يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد

The taste of her cherry chapstick

[از] طعم لباي قيطوني و گيلاسيش

I kissed a girl just to try it

يه دختر رو بوسيدم فقط واسه اينكه اين كار رو كرده باشم

I hope my boyfriend don't mind it

اميدوارم دوست پسرم گير نده

It felt so wrong

حس خيلي بدي داشت

It felt so right

حس خيلي خوبي داشت

Don't mean I'm in love tonight

[البته] به اين معني نيست كه امشب عاشق شدم

I kissed a girl and I liked it

يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد

I liked it

خوشم اومد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 3:46 توسط آزاد |



سلام دوستان یه ترانه ی توپ براتون گذاشتم دانلود کنید حالشو ببرین در مورد چ گوارا خونده شده.

خیلی از خواننده ها به زبانهای مختلف بازخونی کردن، محسن نامجو هم خونده ولی لینکش رو ندارم تا براتون بگذارم. اگه بعدا پیدا کردم...

Nathalie_Cardone_-_Hasta_Siempre_Comandante_Che_Guevara

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 2:55 توسط آزاد |



سلام دوستان

هرچند که این موضوع با محتوای این وبلاگ همخوانی نداره ولی چون مثل سالهای گذشته باز هم تب فوتبال به شدت بالا گرفته مخصوصا مال من که ۴۳ـ۴۴ درجه شده دیدم این موضوع بد نیست که یه صحبتی در موردش بشه و اون عزیزانی که همیشه از این وبلاگ حمایت می کنن بیان و نظر خودشون رو بدن.

حالا اصل مطلب:

اگه من رییس فدراسیون بودم........ رو به عنوان مربی انتخاب می کردم و ........رو به عنوان مشاور فنی انتخاب می کردم.

جواب خودم به ترتیب: دکتر بیژن ذولفقارنسب و افشین قطبی

هرچه سریعتر نظرتون رو بگین تا انتخاب نشده.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت 2:2 توسط آزاد |



1

مردی در پورچستر انگلیس بعد از 26 سال سر انجام مکعب رابیک را حل کرد.وی گفته است؛بعضی وقتها که نمی توانستم مکعب ها را کنار هم بچینم گریه می کردم.

به گزارش سایت خبری مترو لندن ، گراهام پارکر سال 1983 این مکعب اسباب بازی را خرید و بعد از 26 سال که آن را حل کرد احساس خود را اینگونه بیان کرد:«نمی توانم بگویم چه احساس خوشایندی دارم، حسی شبیه آسودگی و آرامش. در تمام این 26 سال حل این مساله فکر من را به خود مشغول کرده بود و مدام عصبی بودم. شب های زیادی بیدار می ماندم و ساعت ها مشغول حل این مکعب بودم.مچ دستم و همین طور کمرم از این که ساعت ها مشغول بازی با این مکعب بودم مشکلاتی پیدا کرده است. باید اعتراف کنم که بعضی وقت ها که نمی توانستم مکعب های هم رنگ را کنار هم بچینم گریه می کردم».

همسر این آقا هم می گوید در تمام این سال ها همیشه انگار ما 3 نفر در خانه بودیم؛ من، همسرم و این معکب لعنتی! بارها به این فکر افتادم که آن را دور بیندازم ولی هیچ وقت نتوانستم این کار را بکنم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 22:1 توسط آزاد |



سلام دوستان

نمی دونم از کجا شروع کنم باور کنید خیلی دلم پره.

آخه اینم شد ارتباط با دنیا که ما داریم؟

وضعیت اینترنت روز به روز داره بدتر میشه ؛ ماهواره و پارازیت هم که دیگه به جای خود.

یه بار یه مصاحبه دیدم فکر کنم با وزیر ارتباطات یا یه همچین چیزی بود که می گفت فعلا اینترنت ۵۶کیلو برای ایران کافیه و به خوبی جواب میده!!!!!!!!!!!!!

واقعا کافیه؟

اگه کافی نباشه کی رو باید ببینیم ؟

به کی بگیم که لیاقت ما بیشتر از اینه؟

وضعیت فیلترینگ هم که ماشاالله بزنم به تخته روز به روز داره بدتر میشه کلمه ی سکس تو هر سایتی که باشه فیلتر میشه ؛ حتی اگه یه بنده خدایی خواسته باشه سکس رو محکوم کنه و بگه بده با دست خودش گور وبلاگ یا وب سایت خودش رو کنده.

دیگه چی می خواستم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آها یه جوک هم بگم: دلمون خوش بود که دست کم اینترنت دانشگاه سرعتش کمی بهتره تقریبا دو برابر خونه ی خودمون؛ دیروز رفتم که استفاده کنم دیدم سرعت دریافت در حد بایت هستش!!!

اشتباه ننوشتم ها

واقعا در حد بایت بود.

پرس و جو کردم و فهمیدم که مسئول سایت دانشگاه تشخیص داده که این سرعت خیلی زیاده برای دانشجوها و امکان وقوع حوادث ناگوار وجود داره و به  همین علت رفته سرعت رو محدود کرده  البته بجز سیستم خودش.

واقعا که خودم خیلی خندیدم به جوکم!!!

از همه این ها بگذریم... آقا این پارازیت من یکی رو مریض کرده به خدا.

البته همه ی شهرها پارازیت ندارن چون تجهیزاتش یه مقدار گرونه و کشورهای دوستدار ما که تکنولوژی ساخت این تجهیزات رو دارن اون ها رو به قیمت خون باباشون به ما میدن.

حالا ما هی میگیم آمریکا آزادی داره.  البته من نمیگم . چرا؟

واسه اینکه یکی از بزرگترین شرکتهایی که همین تجهیزات فیلترینگ و پارازیت رو میفروشه به کشورهای چهان سوم، چهارم، پنجم... الی آخر! یک شرکت آمریکاییه.

البته به ایران نمیفروشه چون با ما قهره (خدا رو شکر اگه قهر نبود چه گِلی به سرمون می گرفتیم)

هرچند که میشه با چند برابر قیمت از کشورهای دوست و همسایه همون تجهیزات رو تهیه کرد و قهر بودن آمریکا رو هم دور زد!!!

به خدا من می خوام به حال خودم گریه کنم.

آقا آخه من از این دنیا هیچی نمی خوام بجز اینترنت و ماهواره.

باور کنید نه دوست دختر نه دوست پسر نه پول نه قدرت نه موقعیت شغلی خوب نه ...

البته نه اینکه همه ی این هارو داشته باشم، اصلا اینطور نیست.

باور کنید هیچکدوم رو ندارم و نمی خوام که داشته باشم.

من فقط ماهواره و اینترنت آزاد و درست و حسابی می خوام.

خواهش می کنم عاجزانه خواهش می کنم از هرکسی که مسئوله این کار هست و از هرکسی که مسئول نیست خواهش می کنم من رو به آرزوی خودم برسونید.

واقعا برآورده کردن این آرزو خیلی سخته؟

+ نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت 2:36 توسط آزاد |



دل بردی از من به یغما ای ترک غارت گر من

دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من

عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد

رفتی چو تیر و کمان شد از بار غم پیکر من

بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل

چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من

می سوزم از اشتیاقت در آتشم از فراقت

کانون من سینه ی من سودای من آذر من

اول دلم را صفا داد آیینه ام را جلا داد

آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 2:53 توسط آزاد |



سلام دوستان ببخشید که یه مدت نبودم. یکی از دوستان کتاب ((در جستو جوی دلتورا)) رو خواسته بود که خودم نداشتم ولی امشب تو وبلاگ ((کتابخانه ی مجازی آسمان)) پیداش کردم و لینک دانلود رو براتون میگذارم امیدوارم که مورد استفاده قرار بگیره.

deltora

جلد اول: جنگلهای سکوت

جلد دوم: دریاچه ی اشک

جلد سوم: شهر موشها

دوستان از جلد سوم به بعدهر کتاب دو قسمته وقتی که برای دانلود کلیک کنید سه تا لینک توی یه صفحه جدید ظاهر میشه که باید لینک دوم و سوم رو دانلود کنید.

جلد چهارم: شنهای روان

جلد پنجم: کوهستان وحشت

جلد ششم: هزار توی هیولا

جلد هفتم: دره ی گم شده

جلد :هشتم: بازگشت به دل

 

اگه دیدین خوبه نظر بدین.

ممنونم از وقتی که برای این کار میگذارین.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 0:1 توسط آزاد |




1
 

I'm callin' U
تو را صدا می كنم ،

When all my goals, my very soul
با تمام آرزوها و حقیقت روحم

Ain't fallin' through
آیا من كاملا گرفتار نشده ام ؟

I'm in need of U
من به تو محتاجم

The trust in my faith
اعتمادی كه در ایمان من به توست

My tears and my ways is drowning so
اشك های من و راه هایی كه من در آنها غرق می شوم

I cannot always show it
من نمی توانم همیشه ایمانم را به تو نشان بدهم

But don't doubt my love
اما شك نكن عشق من

I'm callin' U
تو را صدا می كنم،

With all my time and all my fights
با تمام زمان و تمام جنگ های درونم

In search for the truth
در تلاش برای یافتن حقیقت

Tryin' to reach U
و تلاش برای رسیدن به تو

See the worth of my sweat
بهای عرق های مرا ببین

My house and my bed
خانه ام و تخت خوابم

I`m lost in sleep
و مرا كه در خواب گم شده ام

I will not be false in who I am
من در اینكه چه كسی هستم اشتباه نمی كنم

As long as I breathe
تا وقتی كه نفس می كشم

Oh, no, no
اوه،نه، نه

I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم

& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم

I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم

My One & Only
تو ای همه كـسم،ای تنها كــَسم

I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم

& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم

I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم

U all I need in my life
تو ای تمام نیاز من در زندگی

I'm callin' U
تو را صدا می كنم،

When all my joy
And all my love is feelin' good
در تمام خوشی ها و تمام عشقم كه به خوبی احساس می شود

Cuz it's due to U
چون به خاطر توست

See the time of my life
زمان زندگی من را ببین

My days and my nights
روزها و شب هایم را

Oh, it's alright
پس بدان به خوبی می گذرد

Cuz at the end of the day
چون در پایان روز

I still got enough for me and my
من هنوز از خودم و داشته هایم به اندازه ی كافی دارم

I'm callin' U
تو را صدا می زنم،

When all my keys
وقتی تمام كلید انداختن هایم

And all my bizz
و زنگ در را زدن هایم

Runs all so smooth
به آرامی می گذرد

I'm thankin' U
من از تو سپاسگزارم

See the halves in my life
تمام نیمه های نا تمام مرا در زندگی ببین

My patience, my wife
صبر مرا، همسر من

With all that I know
Oh, take no more than I deserve
بیشتر از آنچه كه مستحق آن هستم از من نگیر

Still need to learn more
من هنوز نیاز دارم بیاموزم

Oh, no, no
I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم

& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم

I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم

My One & Only
اي تنها كسم؛تو اي همه كسم

I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم

& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم

I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم

U all I need in my life
تو ای تمام نیاز من در زندگی

Our relationship, so complex
رابطه ی ما خیلی پیچیده است

Found U while I was headed straight for hell in quest
تو را در حالی پیدا كردم كه داشتم دنبال راهی مستقیم به سمت جهنم می گشتم

You have no one to compare to
تو با هیچ كس قابل مقایسه نیستی

'Cause when I lie to myself nothings hidden from U
چون من وقتی به خودم دروغ می گویم از تو پوشیده نیست

I guess I'm thankful
من فكر می كنم كه سپاسگزارم

Word on the street is U changed me
كلمه ای كه مرا در خیابان تغییر داد "تو" بودی

It shows in my behavior
و تمام رفتارهای من این را نشان می دهد

Past present future
؛گذشته، حال ،آینده

Lay it all out
همه را دور بریز

Found my call in your house
من صدایم را در خانه ی تو پیدا كردم

And let the whole world know what this love is about
و به همه ی دنیا اجازه دادم كه بفهمند عشق درباره ی چیست

I love you, I miss you, I forget you
من تو را دوست دارم،و دلم برایت تنگ شده است،اما تو را فراموش می كنم

Even though you never let me down and always are by my side
حتی با اینكه تو هرگز به من اجازه ندادی شكست بخورم
و همیشه در كنارم بودی

For all the times I've failed and hurt you deeply
برای تمام لحظه هایی كه كم آوردم و تو را عمیقا اذیت كردم

Better later than never to give you a 1000 apologies
حالا بگويم بهتر است تا هيچ وقت نگويم كه هزاران بار از تو معذرت مي خواهم

I'm shouting silently, callin' you, I'm listening to you, I'm tryin
' من بی صدا فریاد می زنم،و تو را صدا می كنم، به تو گوش فرا می دهم،من تلاش می كنم

You nourish me
و تو به من نیرو می دهی

When the air that I breathe is violent and turbulent
وقتی كه هوایی كه نفس می كشم خشن و یاغی است

I'm forgettin' you, I'm callin' you, I'm feelin' you
تو را فراموش می كنم،اما تو را صدا می كنم و آنوقت تو را احساس می كنم...

Oh, no, no
I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم

& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم

I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم

My One & Only
تو ای همه كـسم،ای تنها كــَسم

I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم

& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم

I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 2:7 توسط آزاد |



سلام دوستان

امشب بر خلاف روال معمول وبلاگ یکی از ترانه های خانم الهه رو براتون گذاشتم که خودم خیلی ازش خوشم میاد مطمئن هستم که شما هم از شنیدن این ترانه لذت میبرین.

قسمتی از شعر این ترانه:

                                ای کاش با تو می بودم

                               ای کاش از تو می خوندم

                              ای کاش لحظه هام بوی تو رو داشت   

                                                                             ای کاش ...    

دانلود این ترانه با حجم 4.27مگابایت        

یه ترانه ی کُردی هم آپلود کردم که خودم خیلی خوشم میاد از خانم  ((چوپی فتاح Chopi_Fatah))

خیلی خیلی توپه حتما دانلود کنید.

دانلود این ترانه با حجم 4.8 مگابایت 

 

اگه یه وقت دیدین خوشتون اومد نظر بدین  

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 3:30 توسط آزاد |



سلام دوستان یه کتاب عالی و پر محتوا براتون آماده کردم که واقعا ارزش خوندن رو داره.

همونطور که از اسم کتاب بر میاد در مورد گاندی و استالین نوشته شده. همین واسه ترغیب شما برای دانلود این کتاب کافیه

 یه کتاب دیگه هم آژلود کردم از صادق هدایت که در مورد خیام نوشته حتما دانلود کنید و بخونید.

دانلود گاندی و استالین حجم 1.4 مگا بایت

ترانه های خیام 200کیلوبایت

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:59 توسط آزاد |



سلام دوستان با سه کتاب اومدم سراغتون امیدوارم که دانلود کنید و بخونید. البته قبل از اینکه برسیم به کتابها می خوام که جواب یکی از دوستان رو تو این پست بدم. به من گفته بودن که کار بیهوده ای می کنم و کسی حوصله ی دانلود کردن و خوندن این کتابها رو نداره؛ در جواب باید بگم من کاری رو می کنم که احساس می کنم وظیفه ی انسانیم هست و اگر هر کتاب رو فقط یک نفر از ۷۰ میلیون نفر ایرانی دانلود کنه من خودم رو در کارم موفق می دونم. اگر هم موفق نباشم پیش وجدان خودم روسفید هستم که از کاری که وظیفه ی خودم میدونم کوتاهی نکردم.

خوب برگردیم به بحث کتابهای امشب

کتاب اول از مجله ی فصلنامه ی هنر گرفته شده و در مورد شباهت مفاهیم نشانه های سجاوندی در ادبیات با فرودهای موسیقی هست. که خودم هیچی ازش نمی دونم ولی چون مطمئن هستم که واسه دوستان هنرمند استفاده داره برای دانلود گذاشتمش. حجم این کتاب ۱۳۹ کیلو بایت هستش.

کتاب دوم هم یه داستان کوتاه خیلی جالبه که مطمئنم از خوندنش پشیمون نمیشین

کتاب سوم و آخر هم یه رمان توپه که خودم دارم میخونمش.

مشابهت مفاهیم نشانه های سجاوندی در ادبیات با فرودهای موسیقی

((شیطان)) با حجم 102کیلو بایت

((خرمگس)) حجم 3مگابایت

اگه دلتون خواست نظر بدین

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 2:19 توسط آزاد |



روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست           واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت:                 امروز همه روی جهان زیر پر ماست

بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز                            میبینم اگر ذره ای اندر تک دریاست

گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد                  جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست

بسیار منی کرد و زتقدیر نترسید              بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخواست

ناگه زکمینگاه یکی سخت کمانی                     تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست

بر بال عقب آمد آن تیر جگر دوز                     وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست

بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی              وآن گاه پر خویش گشاد از چپ و از راست

گفتا:عجب است این که ز چوبی و ز آهن         این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خواست!؟

زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید           گفتا:ز که نالیم که از ماست که بر ماست

ناصر خسرو قبادیانی

 

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 1:58 توسط آزاد |



دوما، الکساندر(پدر) Dumas (pere), Alexandre رمان­نویس و نمایشنامه­نویس فرانسوی (1802-1870) پدر الکساندر دوما، ژنرال ارتش جمهوری بود و پس از مرگ خود در 1806 خانواده را در فقر شدید باقی گذارد. الکساندر پس از چند سال تحصیل نامنظم ناچار گشت که برای تأمین معاش بکار بپردازد، در پانزده سالگی در چندین دفتر وکالت دعاوی مشغول شد و در بیست سالگی به پاریس رفت و به سفارش یکی از دوستان متنفذ در دفتر یک دوک بکار پرداخت، اما جز به فکر کسب شهرت از راه نویسندگی نبود و همین که وضع مالیش بهبود یافت، با مطالعه شخصی بر وسعت معلوماتش افزود و به نشر چند شعر و داستان دست زد و از 1825 برای تئاترها نمایشنامه نوشت.

                      2

 

اما شهرت اصلی را در 1829 با نوشتن نمایشنامه "هانری سوم و دربارش" Henri III et sa Cour به دست آورد. این اثر منثور در پنج پرده در 11 فوریه 1829 در کمدی فرانسز بر صحنه آمد و موفقیت بزرگی به دست آورد. موضوع نمایشنامه اشکال‌تراشیها و دسیسه­های پیچیده سیاست درباری، در ضمن ماجراهای عشقی درباریان بود. این اثر استادی خارق­العاده دوما را در بهره گرفتن از منابع تاریخ ملی فرانسه و استخراج نمایشنامه‌های رمانتیک از این ذخایر پایان­ناپذیر نشان می­داد و او را راهگشای هنر تئاتر جدیدی معرفی می­کرد که تقریباً ربع قرن بر صحنه­های تئاتر فرانسه تسلط یافت. ادراک عمیق دوما از هنر نمایشی و سهولت بیان او را از چنان پیروزی­ای در این راه برخوردار کرد که ویکتورهوگو، پیشرو واقعی تئاتر رمانیتک هرگز به آن دست نیافت. از جمله نمایشنامه­های تحول­انگیز دوما این آثار است: "آنتونی" Antony (1831) تئاتر رمانتیک موفق. موضوع این نمایشنامه عشقهای افراطی بود که حد و مرزی نمی­شناخت و با آیین و قراردادهایی که بر اجتماع حکومت داشت، پیوسته در مبارزه بود.

 

"برج نل" La Tour de Nesle در پنج پرده که در 1832 برصحنه آمد و از توفیق بسیار برخوردار گشت. عنوان نمایشنامه مربوط به افسانه­ای است که از برج نل مخفیگاهی برای جنایت می­سازد، خاصه این افسانه که همسر لوئی دهم پادشاه فرانسه و خواهرش در پی شبی عاشقانه عشاق خود را در آن به قتل می‌رسانند و این خود موضوعی برای تئاترهای رمانتیک می­گردد. نمایشنامه برج نل با بیانی پرطمطراق و رنگین حوادث جالب توجه و در عین حال غم­انگیز عاشقانه­ای را که جا به جا با این برج رابطه می­یابد، پیش چشم می­گذارد."دون ژوان مارانیا یا سقوط فرشته" Don Juan de Marana ou la Chute d’un ange (1837) نمایشنامه­ای خیال­انگیز که نویسنده در آن آسمان و زمین را در برابر تجاوز این اغواگر معروف قرار می­دهد، حتی فرشته­ای که به صورت راهبه برای نجات روح گناهکار دون ژوان به زمین می­آید، به او دل می­سپارد، از فرشته­خوئی دست می­کشد و خود را به او تسلیم می­کند.

 

دوما بعدها از رمانهای خود نیز تعداد فراوانی نمایشنامه اقتباس کرد و در حدود پانزده نمایشنامه نیز پس از مرگش بر صحنه آمد. وی با آنکه نویسنده بزرگ آثار نمایشی به شمار می­آمد، از 1839 به رمان‌نویسی دست زد و از رمانهای تاریخی آغازکرد. او که ذوق نمایشی عمیقی داشت، در رمانهای تاریخی نیز به حوادث جالب توجه و اعمال رنگارنگ و مردان بزرگ علاقه نشان می‌داد. در واقع تاریخ در نظر دوما سرچشمه­ای از هیجانها بود که تنها از امور استثنایی و غیرعادی پدید می­آمد، نه از واقعیتهای ساده. خود او نیز در خلق مکالمه­ها و صحنه­های پرتحرک استعداد شگرفی داشت که خاص رمان نویسیش بود. تعداد رمانهای دوما به هشتاد می­رسد که غالب آنها، تنها نوشته شده و بعضی نیز با همکاری ماکه Maquet که دوما از 1839 تا 1851 با وی همکاری داشته است، نوشته شده است. از معروفترین رمانهای دوما که با همکاری ماکه نوشته شد، "سه تفنگدار" Les Trois Mousquetaires (1844) است.

 

اشخاص این داستان سه نجیب­زاده و سه دوست جدانشدنی، از تفنگداران لوئی سیزدهم­اند که بعدها چهارمین نیز به نام "دارتانیان" D’Artagnan به جمع آنان می­پیوندد و قهرمان اصلی داستان می­گردد. ارتباط حوادث در این رمان بزرگ استعداد فراوان دوما را در هنر نقل نشان می­دهد. در واقع دوما از توده­های مطالب تاریخی اثری افسانه­ای و بدیع و جاندار آفریده است که از غنای فراوان صور ذهنی و سهولت بیان برخوردار است. سه تفنگدار در میان آثار فراوان دوما و جانشینان او شاهکاری بی­همتا به شمار آمد و هنوز از کتابهای پرخواننده جهان محسوب می­شود. پیروزی این داستان چنان برق­آسا و کامل بود که دوما دنباله آن را در داستان "بیست سال بعد" Vingt ans après پی گرفت و سال بعد، در 1845 انتشار داد.

 

در این داستان دارتانیان می­خواهد که گروه چهارنفری معروف خود را که بر اثر حوادث و گذشت زمان پراکنده شده­اند، جمع کند. سومین داستان از این رمان بزرگ با عنوان "ویکنت دو بروژلن" Le Vicomte de Bragelonne در 1848 انتشار یافت. داستان اول این سلسله شخصیت مستبد "ریشلیو" Richelieu را معرفی می‌کند، داستان دوم شخصیت "مازارن" Mazarin و عصر آشفته حکومت "آن دوتریش" Anne d’Autrich را پیش چشم می­گذارد و در سومین داستان، خواننده به دوره پرشکوه و پرجاه و جلال سلطنت لوئی چهارده برده می­شود. قهرمان داستان اخیر همان دارتانیان است که به میانسالی رسیده، سه تفنگدار دیگر را رها کرده و با مأموریتهایی که انجام داده، از نزدیکان لوئی چهارده گردیده است.

 

داستان در این بخش صورت وقایع­نگاری به خود می­گیرد و عشقهای شاه و سقوط "فوکه" Fouquet و روی کار آمدن "کولبر" Colbert و سایر وقایع تاریخی را منعکس می­کند. از نظر تصویر وقایع تاریخی، داستان اخیر مهمترین بخش به شمار می­آید و از نظر توصیف محیط عصری خاص، صادقانه­ترین بخشها. این رمان عظیم که در آغاز از طرف نویسنده برای دو جلد درنظر گرفته شده بود، به چهار جلد رسید، زیرا تاریخ که در شروع کار تنها زمینه حوادث بود، در جلدهای بعد به تدریج مقام مهمی یافت. رمان بسیار معروف دیگر دوما "کنت دومونت کریستو" Le Comte de Monte-Cristo در 1845 منتشر شد و توجه عامه را به خود جلب کرد. داستان سرگذشت مسافر مرموزی است با چهره­های گوناگون که با ثروت افسانه‌ای خود قصد دارد جامعه اشرافی پاریس را دگرگون کند، زیرا سالها پیش در شب عروسی خود به وسیله رقیب عشقیش به تهمت طرفداری از ناپلئون به زندان افتاده است.

 

غنای تخیل و نقل حوادث خارق­العاده ، موجب شده است که کتاب برای خواننده کشش فوق­العاده در بر داشته باشد. شهرت این داستان با نمایشنامه­ای که خود نویسنده از آن اقتباس کرد، ادامه یافت. دوما که در عالم تئاتر موفقیتی به دست آورده بود، مصمم شد که تئاتری خصوصی دایر کند، پس تئاتر تاریخی Theatre Historique را به وجود آورد و مخارج گزافی برای ساختن آن متحمل شد و نمایشنامه­های خود را در آن برصحنه آورد که کارش با وجود استقبال تماشاچیان، سرانجام به ورشکستگی انجامید و دوما از ترس طلبکاران به بلژیک گریخت. در بلژیک یک سلسله رمان دنباله­دار با عنوان کلی "خاطرات یک پزشک" Memoires d’un Medecin نوشت، از آن جمله داستان "ژوزف بالسامو" Joseph Balsamo مردی، با قدرت شگرف هیپنوتیزم که به وسیله این قدرت حوادث آینده را در کشورهای مختلف پیش­بینی می­کند و قصد دارد در جوامع گوناگون و حتی در محیط دربار که به سبب فساد در راه سقوط است، انقلابی پدید آورد.

 

پس دسیسه­های پنهانی آغاز می­کند، تصویرهای خیره­کننده از دربار، صفات قهرمانان و اختلاط عجیب عالم واقع و خیال، به این اثر قدرتی فراموش­ناشدنی می­بخشد. شاید دوما هرگز چنین پرده‌ای از صور ذهنی و هیجان و ریزه­کاری در دسیسه پیش چشم نگسترده باشد. از داستانهای دیگر این سلسله "گردنبند ملکه" Collier de la Reine (1849) و "آنژ پیتو" Ange Pitou (1851) است که هردو با پیروزی همراه بود. رمان "شوالیه دو مزون روژ" Le Chevalier de Maison Rouge نیز در 1846 توفیق بسیار به دست آورد. دوما چندین اثر تاریخی نیز انتشار داد که از آن جمله است: "کشور گل و فرانسه" Gaule et France (1832)، "ژاندارک" Jeanne d’Arc (1842)، "لوئی چهارده و قرن او" Louis XIV et son Siecle و مانند آن. سلسله سفرنامه Impressions de Voyage که مربوط به سفرهای دوما در کشورهای اروپایی میان سالهای 1835 و 1859 است، او را استاد درجه اول نقل و گزارش معرفی می­کند، توصیفهای بیشمار و یادداشتهای فراوان درباره کشورهای مختلف آمیخته با لطیفه­ها، نظریه­های تاریخی و نوشته­های جغرافیایی، کتاب را چون میدان وسیعی ساخته است که دوما با قدرت نقل و بینش جهانی در آن امکان جولان یافته است.

 

 

                        1

"لاله سیاه" داستان زندگی انسانی به نام "کورنلیوس ون برن" است که لاله سیاه بی نظیزی را پرورش داده است.اما از بخت بد به زندان می افتد و در مدتی که در زندان است،همسایه بد ذات او ،لاله بی نظیرش را می دزدد، اما درست قبل از این که کورنلیوس اعدام شود، حقیقت آشکار می شود و وی نجات پیدا می کند. گفته می شود الکساندر دوما این داستان را در مورد وضعیت سیاسی هلند در سال ۱۶۷۲ نوشته است و در نوشتن آن از زندگی واقعی "جان" و "کورنلیوس دوویت" که هر دو به اعدام محکوم شدند، الهام گرفته است.

 

"خاطرات من" Mes Memoires از 1852 تا 1854 در بروکسل به صورت پاورقی منتشر شد که زندگی دوما را چون رمانی ماجراجویانه و قصه­هایی دنباله­دار ساخته که هم سرگرم­کننده و پرجاذبه است و هم مدرکی گرانبها از نقطه نظر تاریخی و تحلیل روانی به شمار می­آید. دوما در 1853 به پاریس بازگشت و به نشر روزنامه و مجله­ای پرداخت که دخالت مقامات سانسور موجب شد تا دست از آن بردارد و بار دیگر پاریس را ترک کند. این بار دوما به ایتالیا رفت و در مبارزه­های استقلال­طلبانه "گاریبالدی" Garibaldi شرکت کرد و پس از چهار سال اقامت در ناپل و ماجراهای بسیار به پاریس بازگشت.

 

 

آلکساندر دوما که در سراسر زندگی از آثار خود ثروت فراوان به دست آورده و چشمان مردم پاریس را به وسیله پذیراییهای پرشکوه و زندگی مجلل خود خیره ساخته و قصر و تئاتر شخصی بنا کرده بود، آخرین سالهای عمر جیره­خوار پسر و دختر خود گشت. وی در حدود سیصد رمان و نمایشنامه و تعداد بی­شماری مقاله از خود باقی گذاشت. آثار کامل او شامل 103 جلد است. این مطلب درست است که دوما سبک خاصی نداشت و تاریخ ادبیات فرانسه به همین جهت چندان او را نستود، اما آثار عظیمش مانند آثار هوگو و بالزاک از پرخواننده­ترین آثار عصر رمانتیک به شمار آمده و قهرمانان داستانهایش با وجود عدم ثبات روحی، اشخاصی فراموش نشدنی مانده­اند. شاید نتوان دوما را با معیار ارزشهای دیگر نویسندگان سنجید، اما وی خالق افسانه­هایی است که فرانسه از قرنها پیش به خود ندیده بود.


دوما ، الکساندر(پسر) Dumas (fils), Alexandre نمایشنامه­نویس و رمان­نویس فرانسوی (1824-1895). الکساندر دوما (پسر) فرزند نامشروع الکساندر دوما (پدر) بود و در کودکی مورد بی­اعتنایی و بی­مهری او. سالها با مادرش در فقر زیست، تا آنکه در نه سالگی به یکی از شبانه­روزیهای پاریس سپرده شد و تا هفده سالگی در آنجا ماند. در کالج تحصیلات درخشانی انجام داد و به دریافت جایزه­های متعدد نایل آمد. پس از آنکه شش ماه در خانه پدر اقامت کرد، مصمم گردید که به جبران گذشته زندگی آزاد و مستقلی داشته باشد.

3

 

پس در لذت و بی­بند و باری فرو رفت و چنان در این راه افراط کرد که هنگامی که به سن قانونی رسید، ناگهان خود را در برابر قرض هنگفتی یافت که خاصه برای نوجوانی چون او ، کمرشکن بود. او خود بعدها در این باره نوشته است: «در حالی که نمی­دانستم چه باید کرد، به ادبیات روی آوردم». و باید پذیرفت که در واقع برای این کار ساخته شده بود.

 

دوما ابتدا در 1845 دیوانی با عنوان "گناهان دوره جوانی" peches de Jeunesse انتشار داد که چندان جلب توجه نکرد. سپس نمایشنامه منظوم تک پرده­ای "جواهر ملکه" Le Bijou de Reine را برصحنه آورد. از آن پس همه آثار خود را به نثر نوشت و پس از بازگشت از سفری به اسپانیا که در 1846 به همراهی پدر انجام داده بود، رمانی به سبک رمانهای پدر انتشار داد به نام "ماجراهای چهار زن و یک طوطی" Les Aventures de Quatre Femmes et d’un Perroquet که در شش جلد در سالهای 1846-1847 انتشار یافت که باز شکست خورد. دوما که پی برده بود در انتخاب این شیوه رمان­نویسی به راه خطا رفته است، مصمم شد که دنباله داستانهای کاملاً تخیلی را رها کند و همه هنر نویسندگی را درباره بینش مستقیم جامعه به کار اندازد و واقع­بینانه جامعه را چنانکه می­بیند ترسیم کند و از این آزمایش پیروزمندانه بیرون آمد، چنانکه در 1848 و در بیست و چهارسالگی با انتشار رمان "مادام کاملیا" La Dame aux Camelias به چنان شهرتی برق­آسا دست یافت که کمتر از شهرت پدر نبود.

 

پدر نیز از این پیروزی بر خود بالید و پسر را بهترین اثر خویش خواند. موضوع داستان مادام کاملیا عشق جوانی از خانواده­ای اصیل است به نام "آرمان دووال" Armand Duval به روسپی پرجاه و جلالی به نام "مارگریت گوتیه" Marguerite Gautier. دوما در مدت سه سال پس از آن به قصد پرداخت وامهای خویش، دهها رمان نوشت که در همه آنها آداب و رسوم جامعه و زمان خود را تصویر کرده بود. در این زمان به دعوت یکی از بستگان پدر به تئاتر روی آورد و تا سالها، رمان­نویسی را کنار گذارد. در 1852 از داستان مادام کاملیا نمایشنامه­ای ساخت که در پاریس و خارج از آن موفقیت بزرگی به دست آورد و به طور قاطع می­توان آن را سرآغاز نمایشنامه­های آداب و رسوم دانست، نمایشنامه­ای آمیخته از احساسی عاشقانه و بینشی واقعی از جامعه و مسائل آن.

 

قدرت و تأثیر نمایش مادام کاملیا چنان بود که مارگریت را قهرمانی مافوق قهرمانان رومانتیسم قبل از خود ساخت و در وجودش نیرویی از انسانیت قابل توجه و برجسته نمایان کرد. دوما که بار سنگین قرض را از دوش برداشته بود، توانست آزادانه و پیاپی نمایشنامه‌های جدید بر صحنه آورد، از آن جمله است: "دیان دو لیس" Diane de Lys در 1851، "سبکسران" Le Demi-Monde، کمدی آداب و رسوم که در پنج پرده در 1855 اجرا شد و بلیغ­ترین و عمیق­ترین و بی­پرواترین اثر دوما به شمار آمد. دختری زیبا و طناز با وجود گذشته مغشوش و ناپاک با جوانی شرافتمند و بی­خبر از همه چیز ازدواج می­کند و فاسق دختر می­کوشد تا جوان را از گذشته او آگاه سازد و در این راه حوادثی پیش می­آید. "مسأله پول" La Question d’Argent در 1857 در پنج پرده بر صحنه آمد. دوما که پیوسته در اندیشه اصلاح اخلاق جامعه بود، در این اثر جامعه سرمایه­داری و عطش سیری­ناپذیرش را به پول وصف می‌کند و بانکدار ثروتمندی را نشان می­دهد که برای به دست آوردن پول بیشتر، همه چیز را زیر پا می­گذارد و سرانجام نیز همه حسابهایش غلط درمی­آید.

 

نمایشنامه "پسر نامشروع" Le Fill naturel در 1858 و "پدر مسرف" Un Pere Prodigue در 1859 به اجرا گذاشته شد. دوما در همه این کمدیها خود را مصلح بی­پروای جامعه، طرفدار تساوی زن و مرد، دشمن بی­عدالتی­ها و ریاکاری­ها معرفی می­کند، قهرمانان نمایشنامه­های او همه­جا سخنگوی صادق شخص وی به شمار می­آیند و او در خلق صحنه­های پرتحرک و گفت و شنودهای آمیخته با زیرکی و هشیاری و فصاحت و بلاغت، استادی خاص نشان می­دهد. دوما در حدود 1860 به سبب بیماری ناشی از کار زیاد، از نوشتن دست برداشت و به استراحت پرداخت و چهار سال بعد در 1864 هنگامی که سلامت خود را بازیافت، دوباره قلم به دست گرفت. سلسله نمایشنامه­هایی که دوما در این دوره نوشت در عداد نمایشنامه­های اخلاقی و تربیتی قرار گرفت که بیشتر آنها مسائلی را مانند ازدواج، فسق و فجور، فرزندان نامشروع و روسپی­گری مطرح می‌کند، از آن جمله است: "دوست زنان" L’Ami des Femmes در پنج پرده که به سبب وصف گویا و شیوه صادقانه و تحرک صحنه­ها بسیار جلب توجه کرد. "اندیشه­های مادام اوبره" Les Idees de Madame Aubray در 1867 در چهار پرده اجرا شد.

 

"شاهزاده خانم ژورژ" La Princesse Georges در 1871 از سبک تئاترهای کلاسیک پیروی کرده و به وحدت سه گانه پایبند است، اما از نظر موضوع با خصوصیتها و سلیقه و احساس زمان وفق می­دهد. "همسر کلود" La Femme de Claude در سه پرده، در 1873 مورد ستایش فراوان قرار گرفت. "زن بیگانه" L’Etrangere در 1876 برصحنه آمد. دوما که همه­جا از فساد جامعه فرانسوی شکوه دارد، بنای این نمایشنامه را بر فرضیه علمی قرار می­دهد و چنین ادعا می­کند که باکتریها یا باسیلها ممکن است از راه توارث به آدمی انتقال یابد و قسمتهای سالم بدن را تباه سازد. جامعه در حال اضمحلال نیز شکار این باکتریهاست. این نمایشنامه در نظر دوما سرگذشت غم­انگیز جامعه‌ای در حال اغتشاش و اختلال است. "فرانسیون" Francillon در 1887 از پرجاذبه­ترین و درخشانترین کمدیهای آداب و رسوم دوماست و در آن سوءتفاهمها و تیرگیهای میان زن و شوهر که سرانجام به آشتی می­انجامد، نشان داده شده است.

 

دیباچه­ها و یادداشتهایی که دوما به چاپ مجموعه نمایشنامه­هایش با عنوان تئاتر کامل Theatre Complet افزوده است، به سبب درخشندگی سبک نگارش و شمول افکار تازه بسیار پرارزش است. دوما به طور مسلم نقاش چیره­دست و صادق جامعه است که با واقع­بینی بسیار بر ضد ادراکهای رمانتیک و خیالپردازانه از زندگی بپا خاست و اگرچه بسیاری از نمایشنامه­هایش به سبب القای افکار گستاخانه و نو، بحثها و مشاجره­های شدید برانگیخت، پیوسته نمایشنامه­نویس محبوب نیمه دوم قرن نوزده باقی ماند. الکساندر دومای پسر، در 1874 به عضویت آکادمی فرانسه درآمد.

برگرفته از وبلاگ((دانستنیها و اطلاعات عمومی))

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 2:53 توسط آزاد |



سلام دوستان

امشب کتاب نامه ای برای فردا رو براتون گذاشتم . از رییس جمهور سابق آقای خاتمی.

خیلی خیلی کتاب خوبیه البته نمیشه گفت کتاب ولی مقاله ی خوبیه. حتما دانلود کنید.

دانلود نامه ای برای فردا با حجم 287 کیلوبایت

 

نظر بدینننننننننننننننننننننننننننننننننننن

+ نوشته شده در شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 2:5 توسط آزاد |



دوستان عزیز امشب یه کتاب ویژه براتون دارم که اسناد و مدارکی در مورد کشتار یهودیان در اروپا رو به همراه دیده ها و شنیده های نویسنده در اختیار ما گذاشته. همه میدونیم که ماجرا برمیگرده به سالهای جنگ  جهانی دوم و جنایتهای هیتلر و دستگاه حکومتی آلمان نازی؛ حتما کتاب رو مطالعه کنید...

دانلود ((بر شماست که این واقعه را بازگو کنید)) حجم 5/4مگا بایت

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 2:17 توسط آزاد |



سلام دوستان

بدون توضیح می ریم سروقت کتابهای امشب.

کتاب اول رباعیات خیام هستش که قبلا یکی رو براتون گذاشته بودم ولی کامل نبود و قول دادم که کاملش رو براتون پیدا کنم.

کتاب دوم مجموعه شعری از بانو فروغ فرخزاد با نام دیوار.

سومی یه شعر معروف از عبید زاکانی با نام موش و گربه.

و در آخر که گل سرسبد کتابهای امشبه یه کتاب براتون دارم با نام (( دانش در ایران باستان و تاثیر آن بر جهان)).

 

دانلود رباعیات خیام با حجم 173کیلو بایت

دانلود مجموعه شعر دیوار با حجم 187کیلوبایت

دانلود شعر موش و گربه با حجم 50کیلوبایت

دانلود دانش ایران در جهان با حجم 280کیلوبایت

 

رفقا همه کتابا کم حجم هستن و دانلود کردنشون هم از سایت رپید شِیر بسیار ساده ست.

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 1:34 توسط آزاد |



سلام دوستان

امشب چند تا کتاب و کتابچه خیلی خوب براتون آماده کردم که مطمئن هستم از خوندنشون پشیمون نمیشید. میگی نه؟ بحون ببین پشیمون میشی  یا نه.

اولیش یه داستان کوتاه خیلیییییییییییییییییییی عالیه با حجم کم. ۵ دقیقه بیشتر وقتتون رو پر نمی کنه، ولی خیلی فایده داره خوندنش.

دانلود قلمرو دزدان با حجم 40کیلو بایت

دانلود عجایب هفتگانه جهان با حجم 2مگابایت

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 2:1 توسط آزاد |



سلام رفقا

امشب سه کتاب آموزش زبان با بیانی بسیار ساده براتون آماده کردم که امیدوارم دانلود کنید و ازشون استفاده کنید.

×دانلود گرامر مکالمه×

×دانلود زمان حال استمراری×

×دانلود زمان آینده کامل استمراری×

اگه دلتون خواست نظر بدین

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 0:57 توسط آزاد |