ایها الناس عشق یعنی چه؟
دختری گفت: اولش رویا
آخرش بازی است و بازیچه
مادرش گفت: عشق یعنی رنج
پینه و زخم و تاول کف دست
پدرش گفت: بچه ساکت باش
بی ادب! این به تو نیامده است
رهروی گفت: کوچه ای بن بست
سالکی گفت: راه پر خم و پیچ
در کلاس سخن معلم گفت:
عین و شین است و قاف، دیگر هیچ
دلبری گفت: شوخی لوسی است
تاجری گفت: عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت: عشق پر کردن
شکم خالی زن و فرزند
شاعری گفت: یک کمی احساس
مثل احساس گل به پروانه
عاشقی گفت: خانمان سوز است
بار سنگین عشق بر شانه
شیخ گفتا:گناه بی بخشش
واعظی گفت: واژه بی معناست
زاهدی گفت: طوق شیطان است
محتسب گفت: منکر عظما ست
قاضی شهر عشق را فرمود
حد هشتاد تازیانه به پشت
جاهلی گفت: عشق را عشق است
پهلوان گفت: جنگ آهن و مشت
رهگذر گفت: طبل تو خالی است
یعنی آهنگ آن ز دور خوش است
دیگری گفت: از آن بپرهیزید
یعنی از دور کن بر آتش دست
چون که بالا گرفت بحث و جدل
توی آن قیل و قال من دیدم
طفل معصوم با خودش می گفت:
من فقط یک سوال پرسیدم!
حال همه ی ما خوب است.
ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند.
با این همه عمری اگر باقی بود٬
طوری از کنار زندگی میگذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد
و نه این دل ناماندگار بی درمان...
تا یادم نرفته است بنویسم حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیات آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تو لااقل حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟
راستی خبرت بدهم خواب دیده ام
خانه ای خریده ام
بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار
هی بخند
بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت.
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد
باد بوی نامهای کسان من میدهد.
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری؟
نامه ام باید کوتاه باشد، ساده باشد،
بی حرفی از ابهام و آینه،
از نو برایت مینویسم:
حال همه ی ما خوب است،
اما تو باور نکن.
برای دانلود فایل صوتی این شعر با صدای خسرو شکیبایی اینجا را کلیک کنید.

ترجمه و متن ترانه ی I kissed a girl and I liked it
خواننده : Katy Perry
This was never the way I planned
اصلاً قرار نبود اينجوري بشه
Not my intention
عمدي نبود
I got so brave, drink in hand
مشروب كه تو دستمه خيلي شجاع ميشم
Lost my discretion
قدرت تشخيصم رو از دست ميدم
It's not what, I'm used to
اين اون چيزي كه من بودم نيست
Just wanna try you on
فقط ميخوام روت امتحان كنم
I'm curious for you
[يه جورايي] در موردت كنجكاوم
Caught my attention
توجهم [بهت] جلب شده
I kissed a girl and I liked it
يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد
The taste of her cherry chapstick
[از] طعم لباي قيطوني و گيلاسيش
I kissed a girl just to try it
يه دختر رو بوسيدم فقط واسه اينكه اين كار رو كرده باشم
I hope my boyfriend don't mind it
اميدوارم دوست پسرم گير نده
It felt so wrong
حس خيلي بدي داشت
It felt so right
حس خيلي خوبي داشت
Don't mean I'm in love tonight
[البته] به اين معني نيست كه امشب عاشق شدم
I kissed a girl and I liked it
يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد
I liked it
خوشم اومد
No, I don't even know your name
نه، من حتي اسمت رو هم نميدونم
It doesn't matter,
مهم نيست
You're my experimental game
تو يه جور تجربهاي واسه من
Just human nature,
فقط طبيعت انساني
It's not what good girls do
اين كاري نيست كه دختراي خوب انجام بدن
Not how they should behave
اونجوري كه بايد رفتار كنن نيست
My head gets so confused
حسابي سرگيجه گرفتم
Hard to obey
به سختي ميتونم به خودم بقبولونم
I kissed a girl and I liked it
يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد
The taste of her cherry chapstick
[از] طعم لباي قيطوني و گيلاسيش
I kissed a girl just to try it
يه دختر رو بوسيدم فقط واسه اينكه اين كار رو كرده باشم
I hope my boyfriend don't mind it
اميدوارم دوست پسرم گير نده
It felt so wrong
حس خيلي بدي داشت
It felt so right
حس خيلي خوبي داشت
Don't mean I'm in love tonight
[البته] به اين معني نيست كه امشب عاشق شدم
I kissed a girl and I liked it
يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد
I liked it
خوشم اومد
Us girls we are so magical
ما دخترا خيلي جادويي هستيم
Soft skin, red lips, so kissable
پوستهاي لطيف، لباي قرمز، [كه] خيلي بوسيدني هستن
Hard to resist so touchable
سخته در مقابل [انگيزه] لمس كردن ما مقاومت كنين
Too good to deny it
خيلي بهتر از اينكه بشه تكذيب كرد
Ain't no big deal, it's innocent
كار شاقي نيست، گناه كه نيست
I kissed a girl and I liked it
يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد
The taste of her cherry chapstick
[از] طعم لباي قيطوني و گيلاسيش
I kissed a girl just to try it
يه دختر رو بوسيدم فقط واسه اينكه اين كار رو كرده باشم
I hope my boyfriend don't mind it
اميدوارم دوست پسرم گير نده
It felt so wrong
حس خيلي بدي داشت
It felt so right
حس خيلي خوبي داشت
Don't mean I'm in love tonight
[البته] به اين معني نيست كه امشب عاشق شدم
I kissed a girl and I liked it
يه دختر رو بوسيدم و خوشم اومد
I liked it
خوشم اومد
خیلی از خواننده ها به زبانهای مختلف بازخونی کردن، محسن نامجو هم خونده ولی لینکش رو ندارم تا براتون بگذارم. اگه بعدا پیدا کردم...
هرچند که این موضوع با محتوای این وبلاگ همخوانی نداره ولی چون مثل سالهای گذشته باز هم تب فوتبال به شدت بالا گرفته مخصوصا مال من که ۴۳ـ۴۴ درجه شده دیدم این موضوع بد نیست که یه صحبتی در موردش بشه و اون عزیزانی که همیشه از این وبلاگ حمایت می کنن بیان و نظر خودشون رو بدن.
حالا اصل مطلب:
اگه من رییس فدراسیون بودم........ رو به عنوان مربی انتخاب می کردم و ........رو به عنوان مشاور فنی انتخاب می کردم.
جواب خودم به ترتیب: دکتر بیژن ذولفقارنسب و افشین قطبی
هرچه سریعتر نظرتون رو بگین تا انتخاب نشده.

مردی در پورچستر انگلیس بعد از 26 سال سر انجام مکعب رابیک را حل کرد.وی گفته است؛بعضی وقتها که نمی توانستم مکعب ها را کنار هم بچینم گریه می کردم.
به گزارش سایت خبری مترو لندن ، گراهام پارکر سال 1983 این مکعب اسباب بازی را خرید و بعد از 26 سال که آن را حل کرد احساس خود را اینگونه بیان کرد:«نمی توانم بگویم چه احساس خوشایندی دارم، حسی شبیه آسودگی و آرامش. در تمام این 26 سال حل این مساله فکر من را به خود مشغول کرده بود و مدام عصبی بودم. شب های زیادی بیدار می ماندم و ساعت ها مشغول حل این مکعب بودم.مچ دستم و همین طور کمرم از این که ساعت ها مشغول بازی با این مکعب بودم مشکلاتی پیدا کرده است. باید اعتراف کنم که بعضی وقت ها که نمی توانستم مکعب های هم رنگ را کنار هم بچینم گریه می کردم».
همسر این آقا هم می گوید در تمام این سال ها همیشه انگار ما 3 نفر در خانه بودیم؛ من، همسرم و این معکب لعنتی! بارها به این فکر افتادم که آن را دور بیندازم ولی هیچ وقت نتوانستم این کار را بکنم.
نمی دونم از کجا شروع کنم باور کنید خیلی دلم پره.
آخه اینم شد ارتباط با دنیا که ما داریم؟
وضعیت اینترنت روز به روز داره بدتر میشه ؛ ماهواره و پارازیت هم که دیگه به جای خود.
یه بار یه مصاحبه دیدم فکر کنم با وزیر ارتباطات یا یه همچین چیزی بود که می گفت فعلا اینترنت ۵۶کیلو برای ایران کافیه و به خوبی جواب میده!!!!!!!!!!!!!
واقعا کافیه؟
اگه کافی نباشه کی رو باید ببینیم ؟
به کی بگیم که لیاقت ما بیشتر از اینه؟
وضعیت فیلترینگ هم که ماشاالله بزنم به تخته روز به روز داره بدتر میشه کلمه ی سکس تو هر سایتی که باشه فیلتر میشه ؛ حتی اگه یه بنده خدایی خواسته باشه سکس رو محکوم کنه و بگه بده با دست خودش گور وبلاگ یا وب سایت خودش رو کنده.
دیگه چی می خواستم بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آها یه جوک هم بگم: دلمون خوش بود که دست کم اینترنت دانشگاه سرعتش کمی بهتره تقریبا دو برابر خونه ی خودمون؛ دیروز رفتم که استفاده کنم دیدم سرعت دریافت در حد بایت هستش!!!
اشتباه ننوشتم ها
واقعا در حد بایت بود.
پرس و جو کردم و فهمیدم که مسئول سایت دانشگاه تشخیص داده که این سرعت خیلی زیاده برای دانشجوها و امکان وقوع حوادث ناگوار وجود داره و به همین علت رفته سرعت رو محدود کرده البته بجز سیستم خودش.
واقعا که خودم خیلی خندیدم به جوکم!!!
از همه این ها بگذریم... آقا این پارازیت من یکی رو مریض کرده به خدا.
البته همه ی شهرها پارازیت ندارن چون تجهیزاتش یه مقدار گرونه و کشورهای دوستدار ما که تکنولوژی ساخت این تجهیزات رو دارن اون ها رو به قیمت خون باباشون به ما میدن.
حالا ما هی میگیم آمریکا آزادی داره. البته من نمیگم . چرا؟
واسه اینکه یکی از بزرگترین شرکتهایی که همین تجهیزات فیلترینگ و پارازیت رو میفروشه به کشورهای چهان سوم، چهارم، پنجم... الی آخر! یک شرکت آمریکاییه.
البته به ایران نمیفروشه چون با ما قهره (خدا رو شکر اگه قهر نبود چه گِلی به سرمون می گرفتیم)
هرچند که میشه با چند برابر قیمت از کشورهای دوست و همسایه همون تجهیزات رو تهیه کرد و قهر بودن آمریکا رو هم دور زد!!!
به خدا من می خوام به حال خودم گریه کنم.
آقا آخه من از این دنیا هیچی نمی خوام بجز اینترنت و ماهواره.
باور کنید نه دوست دختر نه دوست پسر نه پول نه قدرت نه موقعیت شغلی خوب نه ...
البته نه اینکه همه ی این هارو داشته باشم، اصلا اینطور نیست.
باور کنید هیچکدوم رو ندارم و نمی خوام که داشته باشم.
من فقط ماهواره و اینترنت آزاد و درست و حسابی می خوام.
خواهش می کنم عاجزانه خواهش می کنم از هرکسی که مسئوله این کار هست و از هرکسی که مسئول نیست خواهش می کنم من رو به آرزوی خودم برسونید.
واقعا برآورده کردن این آرزو خیلی سخته؟
دل بردی از من به یغما ای ترک غارت گر من
دیدی چه آوردی ای دوست از دست دل بر سر من
عشق تو در دل نهان شد دل زار و تن ناتوان شد
رفتی چو تیر و کمان شد از بار غم پیکر من
بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل
چون می تواند کشیدن این پیکر لاغر من
می سوزم از اشتیاقت در آتشم از فراقت
کانون من سینه ی من سودای من آذر من
اول دلم را صفا داد آیینه ام را جلا داد
آخر به باد فنا داد عشق تو خاکستر من

دوستان از جلد سوم به بعدهر کتاب دو قسمته وقتی که برای دانلود کلیک کنید سه تا لینک توی یه صفحه جدید ظاهر میشه که باید لینک دوم و سوم رو دانلود کنید.
اگه دیدین خوبه نظر بدین.
ممنونم از وقتی که برای این کار میگذارین.

When all my goals, my very soul
با تمام آرزوها و حقیقت روحم
Ain't fallin' through
آیا من كاملا گرفتار نشده ام ؟
I'm in need of U
من به تو محتاجم
The trust in my faith
اعتمادی كه در ایمان من به توست
My tears and my ways is drowning so
اشك های من و راه هایی كه من در آنها غرق می شوم
I cannot always show it
من نمی توانم همیشه ایمانم را به تو نشان بدهم
But don't doubt my love
اما شك نكن عشق من
I'm callin' U
تو را صدا می كنم،
With all my time and all my fights
با تمام زمان و تمام جنگ های درونم
In search for the truth
در تلاش برای یافتن حقیقت
Tryin' to reach U
و تلاش برای رسیدن به تو
See the worth of my sweat
بهای عرق های مرا ببین
My house and my bed
خانه ام و تخت خوابم
I`m lost in sleep
و مرا كه در خواب گم شده ام
I will not be false in who I am
من در اینكه چه كسی هستم اشتباه نمی كنم
As long as I breathe
تا وقتی كه نفس می كشم
Oh, no, no
اوه،نه، نه
I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم
& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم
I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم
My One & Only
تو ای همه كـسم،ای تنها كــَسم
I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم
& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم
I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم
U all I need in my life
تو ای تمام نیاز من در زندگی
I'm callin' U
تو را صدا می كنم،
When all my joy
And all my love is feelin' good
در تمام خوشی ها و تمام عشقم كه به خوبی احساس می شود
Cuz it's due to U
چون به خاطر توست
See the time of my life
زمان زندگی من را ببین
My days and my nights
روزها و شب هایم را
Oh, it's alright
پس بدان به خوبی می گذرد
Cuz at the end of the day
چون در پایان روز
I still got enough for me and my
من هنوز از خودم و داشته هایم به اندازه ی كافی دارم
I'm callin' U
تو را صدا می زنم،
When all my keys
وقتی تمام كلید انداختن هایم
And all my bizz
و زنگ در را زدن هایم
Runs all so smooth
به آرامی می گذرد
I'm thankin' U
من از تو سپاسگزارم
See the halves in my life
تمام نیمه های نا تمام مرا در زندگی ببین
My patience, my wife
صبر مرا، همسر من
With all that I know
Oh, take no more than I deserve
بیشتر از آنچه كه مستحق آن هستم از من نگیر
Still need to learn more
من هنوز نیاز دارم بیاموزم
Oh, no, no
I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم
& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم
I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم
My One & Only
اي تنها كسم؛تو اي همه كسم
I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم
& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم
I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم
U all I need in my life
تو ای تمام نیاز من در زندگی
Our relationship, so complex
رابطه ی ما خیلی پیچیده است
Found U while I was headed straight for hell in quest
تو را در حالی پیدا كردم كه داشتم دنبال راهی مستقیم به سمت جهنم می گشتم
You have no one to compare to
تو با هیچ كس قابل مقایسه نیستی
'Cause when I lie to myself nothings hidden from U
چون من وقتی به خودم دروغ می گویم از تو پوشیده نیست
I guess I'm thankful
من فكر می كنم كه سپاسگزارم
Word on the street is U changed me
كلمه ای كه مرا در خیابان تغییر داد "تو" بودی
It shows in my behavior
و تمام رفتارهای من این را نشان می دهد
Past present future
؛گذشته، حال ،آینده
Lay it all out
همه را دور بریز
Found my call in your house
من صدایم را در خانه ی تو پیدا كردم
And let the whole world know what this love is about
و به همه ی دنیا اجازه دادم كه بفهمند عشق درباره ی چیست
I love you, I miss you, I forget you
من تو را دوست دارم،و دلم برایت تنگ شده است،اما تو را فراموش می كنم
Even though you never let me down and always are by my side
حتی با اینكه تو هرگز به من اجازه ندادی شكست بخورم
و همیشه در كنارم بودی
For all the times I've failed and hurt you deeply
برای تمام لحظه هایی كه كم آوردم و تو را عمیقا اذیت كردم
Better later than never to give you a 1000 apologies
حالا بگويم بهتر است تا هيچ وقت نگويم كه هزاران بار از تو معذرت مي خواهم
I'm shouting silently, callin' you, I'm listening to you, I'm tryin
' من بی صدا فریاد می زنم،و تو را صدا می كنم، به تو گوش فرا می دهم،من تلاش می كنم
You nourish me
و تو به من نیرو می دهی
When the air that I breathe is violent and turbulent
وقتی كه هوایی كه نفس می كشم خشن و یاغی است
I'm forgettin' you, I'm callin' you, I'm feelin' you
تو را فراموش می كنم،اما تو را صدا می كنم و آنوقت تو را احساس می كنم...
Oh, no, no
I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم
& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم
I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم
My One & Only
تو ای همه كـسم،ای تنها كــَسم
I don't need nobody
من به هیچ كس نیاز ندارم
& I don't fear nobody
و از هیچ كس نمی ترسم
I don't call nobody but U
جز تو هیچ كس را صدا نمی زنم
امشب بر خلاف روال معمول وبلاگ یکی از ترانه های خانم الهه رو براتون گذاشتم که خودم خیلی ازش خوشم میاد مطمئن هستم که شما هم از شنیدن این ترانه لذت میبرین.
قسمتی از شعر این ترانه:
ای کاش با تو می بودم
ای کاش از تو می خوندم
ای کاش لحظه هام بوی تو رو داشت
ای کاش ...
دانلود این ترانه با حجم 4.27مگابایت
یه ترانه ی کُردی هم آپلود کردم که خودم خیلی خوشم میاد از خانم ((چوپی فتاح Chopi_Fatah))
خیلی خیلی توپه حتما دانلود کنید.
دانلود این ترانه با حجم 4.8 مگابایت
اگه یه وقت دیدین خوشتون اومد نظر بدین
همونطور که از اسم کتاب بر میاد در مورد گاندی و استالین نوشته شده. همین واسه ترغیب شما برای دانلود این کتاب کافیه
یه کتاب دیگه هم آژلود کردم از صادق هدایت که در مورد خیام نوشته حتما دانلود کنید و بخونید.
سلام دوستان با سه کتاب اومدم سراغتون امیدوارم که دانلود کنید و بخونید. البته قبل از اینکه برسیم به کتابها می خوام که جواب یکی از دوستان رو تو این پست بدم. به من گفته بودن که کار بیهوده ای می کنم و کسی حوصله ی دانلود کردن و خوندن این کتابها رو نداره؛ در جواب باید بگم من کاری رو می کنم که احساس می کنم وظیفه ی انسانیم هست و اگر هر کتاب رو فقط یک نفر از ۷۰ میلیون نفر ایرانی دانلود کنه من خودم رو در کارم موفق می دونم. اگر هم موفق نباشم پیش وجدان خودم روسفید هستم که از کاری که وظیفه ی خودم میدونم کوتاهی نکردم.
خوب برگردیم به بحث کتابهای امشب
کتاب اول از مجله ی فصلنامه ی هنر گرفته شده و در مورد شباهت مفاهیم نشانه های سجاوندی در ادبیات با فرودهای موسیقی هست. که خودم هیچی ازش نمی دونم ولی چون مطمئن هستم که واسه دوستان هنرمند استفاده داره برای دانلود گذاشتمش. حجم این کتاب ۱۳۹ کیلو بایت هستش.
کتاب دوم هم یه داستان کوتاه خیلی جالبه که مطمئنم از خوندنش پشیمون نمیشین
کتاب سوم و آخر هم یه رمان توپه که خودم دارم میخونمش.
مشابهت مفاهیم نشانه های سجاوندی در ادبیات با فرودهای موسیقی
اگه دلتون خواست نظر بدین
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست
بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت: امروز همه روی جهان زیر پر ماست
بر اوج چو پرواز کنم از نظر تیز میبینم اگر ذره ای اندر تک دریاست
گر بر سر خاشاک یکی پشّه بجنبد جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست
بسیار منی کرد و زتقدیر نترسید بنگر که ازین چرخ جفا پیشه چه برخواست
ناگه زکمینگاه یکی سخت کمانی تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست
بر بال عقب آمد آن تیر جگر دوز وز ابر مر او را به سوی خاک فرو کاست
بر خاک بیفتاد و بغلتید چو ماهی وآن گاه پر خویش گشاد از چپ و از راست
گفتا:عجب است این که ز چوبی و ز آهن این تیزی و تندی و پریدن ز کجا خواست!؟
زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید گفتا:ز که نالیم که از ماست که بر ماست
ناصر خسرو قبادیانی
![]()
اما شهرت اصلی را در 1829 با نوشتن نمایشنامه "هانری سوم و دربارش" Henri III et sa Cour به دست آورد. این اثر منثور در پنج پرده در 11 فوریه 1829 در کمدی فرانسز بر صحنه آمد و موفقیت بزرگی به دست آورد. موضوع نمایشنامه اشکالتراشیها و دسیسههای پیچیده سیاست درباری، در ضمن ماجراهای عشقی درباریان بود. این اثر استادی خارقالعاده دوما را در بهره گرفتن از منابع تاریخ ملی فرانسه و استخراج نمایشنامههای رمانتیک از این ذخایر پایانناپذیر نشان میداد و او را راهگشای هنر تئاتر جدیدی معرفی میکرد که تقریباً ربع قرن بر صحنههای تئاتر فرانسه تسلط یافت. ادراک عمیق دوما از هنر نمایشی و سهولت بیان او را از چنان پیروزیای در این راه برخوردار کرد که ویکتورهوگو، پیشرو واقعی تئاتر رمانیتک هرگز به آن دست نیافت. از جمله نمایشنامههای تحولانگیز دوما این آثار است: "آنتونی" Antony (1831) تئاتر رمانتیک موفق. موضوع این نمایشنامه عشقهای افراطی بود که حد و مرزی نمیشناخت و با آیین و قراردادهایی که بر اجتماع حکومت داشت، پیوسته در مبارزه بود.
"برج نل" La Tour de Nesle در پنج پرده که در 1832 برصحنه آمد و از توفیق بسیار برخوردار گشت. عنوان نمایشنامه مربوط به افسانهای است که از برج نل مخفیگاهی برای جنایت میسازد، خاصه این افسانه که همسر لوئی دهم پادشاه فرانسه و خواهرش در پی شبی عاشقانه عشاق خود را در آن به قتل میرسانند و این خود موضوعی برای تئاترهای رمانتیک میگردد. نمایشنامه برج نل با بیانی پرطمطراق و رنگین حوادث جالب توجه و در عین حال غمانگیز عاشقانهای را که جا به جا با این برج رابطه مییابد، پیش چشم میگذارد."دون ژوان مارانیا یا سقوط فرشته" Don Juan de Marana ou la Chute d’un ange (1837) نمایشنامهای خیالانگیز که نویسنده در آن آسمان و زمین را در برابر تجاوز این اغواگر معروف قرار میدهد، حتی فرشتهای که به صورت راهبه برای نجات روح گناهکار دون ژوان به زمین میآید، به او دل میسپارد، از فرشتهخوئی دست میکشد و خود را به او تسلیم میکند.
دوما بعدها از رمانهای خود نیز تعداد فراوانی نمایشنامه اقتباس کرد و در حدود پانزده نمایشنامه نیز پس از مرگش بر صحنه آمد. وی با آنکه نویسنده بزرگ آثار نمایشی به شمار میآمد، از 1839 به رماننویسی دست زد و از رمانهای تاریخی آغازکرد. او که ذوق نمایشی عمیقی داشت، در رمانهای تاریخی نیز به حوادث جالب توجه و اعمال رنگارنگ و مردان بزرگ علاقه نشان میداد. در واقع تاریخ در نظر دوما سرچشمهای از هیجانها بود که تنها از امور استثنایی و غیرعادی پدید میآمد، نه از واقعیتهای ساده. خود او نیز در خلق مکالمهها و صحنههای پرتحرک استعداد شگرفی داشت که خاص رمان نویسیش بود. تعداد رمانهای دوما به هشتاد میرسد که غالب آنها، تنها نوشته شده و بعضی نیز با همکاری ماکه Maquet که دوما از 1839 تا 1851 با وی همکاری داشته است، نوشته شده است. از معروفترین رمانهای دوما که با همکاری ماکه نوشته شد، "سه تفنگدار" Les Trois Mousquetaires (1844) است.
اشخاص این داستان سه نجیبزاده و سه دوست جدانشدنی، از تفنگداران لوئی سیزدهماند که بعدها چهارمین نیز به نام "دارتانیان" D’Artagnan به جمع آنان میپیوندد و قهرمان اصلی داستان میگردد. ارتباط حوادث در این رمان بزرگ استعداد فراوان دوما را در هنر نقل نشان میدهد. در واقع دوما از تودههای مطالب تاریخی اثری افسانهای و بدیع و جاندار آفریده است که از غنای فراوان صور ذهنی و سهولت بیان برخوردار است. سه تفنگدار در میان آثار فراوان دوما و جانشینان او شاهکاری بیهمتا به شمار آمد و هنوز از کتابهای پرخواننده جهان محسوب میشود. پیروزی این داستان چنان برقآسا و کامل بود که دوما دنباله آن را در داستان "بیست سال بعد" Vingt ans après پی گرفت و سال بعد، در 1845 انتشار داد.
در این داستان دارتانیان میخواهد که گروه چهارنفری معروف خود را که بر اثر حوادث و گذشت زمان پراکنده شدهاند، جمع کند. سومین داستان از این رمان بزرگ با عنوان "ویکنت دو بروژلن" Le Vicomte de Bragelonne در 1848 انتشار یافت. داستان اول این سلسله شخصیت مستبد "ریشلیو" Richelieu را معرفی میکند، داستان دوم شخصیت "مازارن" Mazarin و عصر آشفته حکومت "آن دوتریش" Anne d’Autrich را پیش چشم میگذارد و در سومین داستان، خواننده به دوره پرشکوه و پرجاه و جلال سلطنت لوئی چهارده برده میشود. قهرمان داستان اخیر همان دارتانیان است که به میانسالی رسیده، سه تفنگدار دیگر را رها کرده و با مأموریتهایی که انجام داده، از نزدیکان لوئی چهارده گردیده است.
داستان در این بخش صورت وقایعنگاری به خود میگیرد و عشقهای شاه و سقوط "فوکه" Fouquet و روی کار آمدن "کولبر" Colbert و سایر وقایع تاریخی را منعکس میکند. از نظر تصویر وقایع تاریخی، داستان اخیر مهمترین بخش به شمار میآید و از نظر توصیف محیط عصری خاص، صادقانهترین بخشها. این رمان عظیم که در آغاز از طرف نویسنده برای دو جلد درنظر گرفته شده بود، به چهار جلد رسید، زیرا تاریخ که در شروع کار تنها زمینه حوادث بود، در جلدهای بعد به تدریج مقام مهمی یافت. رمان بسیار معروف دیگر دوما "کنت دومونت کریستو" Le Comte de Monte-Cristo در 1845 منتشر شد و توجه عامه را به خود جلب کرد. داستان سرگذشت مسافر مرموزی است با چهرههای گوناگون که با ثروت افسانهای خود قصد دارد جامعه اشرافی پاریس را دگرگون کند، زیرا سالها پیش در شب عروسی خود به وسیله رقیب عشقیش به تهمت طرفداری از ناپلئون به زندان افتاده است.
غنای تخیل و نقل حوادث خارقالعاده ، موجب شده است که کتاب برای خواننده کشش فوقالعاده در بر داشته باشد. شهرت این داستان با نمایشنامهای که خود نویسنده از آن اقتباس کرد، ادامه یافت. دوما که در عالم تئاتر موفقیتی به دست آورده بود، مصمم شد که تئاتری خصوصی دایر کند، پس تئاتر تاریخی Theatre Historique را به وجود آورد و مخارج گزافی برای ساختن آن متحمل شد و نمایشنامههای خود را در آن برصحنه آورد که کارش با وجود استقبال تماشاچیان، سرانجام به ورشکستگی انجامید و دوما از ترس طلبکاران به بلژیک گریخت. در بلژیک یک سلسله رمان دنبالهدار با عنوان کلی "خاطرات یک پزشک" Memoires d’un Medecin نوشت، از آن جمله داستان "ژوزف بالسامو" Joseph Balsamo مردی، با قدرت شگرف هیپنوتیزم که به وسیله این قدرت حوادث آینده را در کشورهای مختلف پیشبینی میکند و قصد دارد در جوامع گوناگون و حتی در محیط دربار که به سبب فساد در راه سقوط است، انقلابی پدید آورد.
پس دسیسههای پنهانی آغاز میکند، تصویرهای خیرهکننده از دربار، صفات قهرمانان و اختلاط عجیب عالم واقع و خیال، به این اثر قدرتی فراموشناشدنی میبخشد. شاید دوما هرگز چنین پردهای از صور ذهنی و هیجان و ریزهکاری در دسیسه پیش چشم نگسترده باشد. از داستانهای دیگر این سلسله "گردنبند ملکه" Collier de la Reine (1849) و "آنژ پیتو" Ange Pitou (1851) است که هردو با پیروزی همراه بود. رمان "شوالیه دو مزون روژ" Le Chevalier de Maison Rouge نیز در 1846 توفیق بسیار به دست آورد. دوما چندین اثر تاریخی نیز انتشار داد که از آن جمله است: "کشور گل و فرانسه" Gaule et France (1832)، "ژاندارک" Jeanne d’Arc (1842)، "لوئی چهارده و قرن او" Louis XIV et son Siecle و مانند آن. سلسله سفرنامه Impressions de Voyage که مربوط به سفرهای دوما در کشورهای اروپایی میان سالهای 1835 و 1859 است، او را استاد درجه اول نقل و گزارش معرفی میکند، توصیفهای بیشمار و یادداشتهای فراوان درباره کشورهای مختلف آمیخته با لطیفهها، نظریههای تاریخی و نوشتههای جغرافیایی، کتاب را چون میدان وسیعی ساخته است که دوما با قدرت نقل و بینش جهانی در آن امکان جولان یافته است.

"لاله سیاه" داستان زندگی انسانی به نام "کورنلیوس ون برن" است که لاله سیاه بی نظیزی را پرورش داده است.اما از بخت بد به زندان می افتد و در مدتی که در زندان است،همسایه بد ذات او ،لاله بی نظیرش را می دزدد، اما درست قبل از این که کورنلیوس اعدام شود، حقیقت آشکار می شود و وی نجات پیدا می کند. گفته می شود الکساندر دوما این داستان را در مورد وضعیت سیاسی هلند در سال ۱۶۷۲ نوشته است و در نوشتن آن از زندگی واقعی "جان" و "کورنلیوس دوویت" که هر دو به اعدام محکوم شدند، الهام گرفته است.
"خاطرات من" Mes Memoires از 1852 تا 1854 در بروکسل به صورت پاورقی منتشر شد که زندگی دوما را چون رمانی ماجراجویانه و قصههایی دنبالهدار ساخته که هم سرگرمکننده و پرجاذبه است و هم مدرکی گرانبها از نقطه نظر تاریخی و تحلیل روانی به شمار میآید. دوما در 1853 به پاریس بازگشت و به نشر روزنامه و مجلهای پرداخت که دخالت مقامات سانسور موجب شد تا دست از آن بردارد و بار دیگر پاریس را ترک کند. این بار دوما به ایتالیا رفت و در مبارزههای استقلالطلبانه "گاریبالدی" Garibaldi شرکت کرد و پس از چهار سال اقامت در ناپل و ماجراهای بسیار به پاریس بازگشت.
آلکساندر دوما که در سراسر زندگی از آثار خود ثروت فراوان به دست آورده و چشمان مردم پاریس را به وسیله پذیراییهای پرشکوه و زندگی مجلل خود خیره ساخته و قصر و تئاتر شخصی بنا کرده بود، آخرین سالهای عمر جیرهخوار پسر و دختر خود گشت. وی در حدود سیصد رمان و نمایشنامه و تعداد بیشماری مقاله از خود باقی گذاشت. آثار کامل او شامل 103 جلد است. این مطلب درست است که دوما سبک خاصی نداشت و تاریخ ادبیات فرانسه به همین جهت چندان او را نستود، اما آثار عظیمش مانند آثار هوگو و بالزاک از پرخوانندهترین آثار عصر رمانتیک به شمار آمده و قهرمانان داستانهایش با وجود عدم ثبات روحی، اشخاصی فراموش نشدنی ماندهاند. شاید نتوان دوما را با معیار ارزشهای دیگر نویسندگان سنجید، اما وی خالق افسانههایی است که فرانسه از قرنها پیش به خود ندیده بود.
دوما ، الکساندر(پسر) Dumas (fils), Alexandre نمایشنامهنویس و رماننویس فرانسوی (1824-1895). الکساندر دوما (پسر) فرزند نامشروع الکساندر دوما (پدر) بود و در کودکی مورد بیاعتنایی و بیمهری او. سالها با مادرش در فقر زیست، تا آنکه در نه سالگی به یکی از شبانهروزیهای پاریس سپرده شد و تا هفده سالگی در آنجا ماند. در کالج تحصیلات درخشانی انجام داد و به دریافت جایزههای متعدد نایل آمد. پس از آنکه شش ماه در خانه پدر اقامت کرد، مصمم گردید که به جبران گذشته زندگی آزاد و مستقلی داشته باشد.

پس در لذت و بیبند و باری فرو رفت و چنان در این راه افراط کرد که هنگامی که به سن قانونی رسید، ناگهان خود را در برابر قرض هنگفتی یافت که خاصه برای نوجوانی چون او ، کمرشکن بود. او خود بعدها در این باره نوشته است: «در حالی که نمیدانستم چه باید کرد، به ادبیات روی آوردم». و باید پذیرفت که در واقع برای این کار ساخته شده بود.
دوما ابتدا در 1845 دیوانی با عنوان "گناهان دوره جوانی" peches de Jeunesse انتشار داد که چندان جلب توجه نکرد. سپس نمایشنامه منظوم تک پردهای "جواهر ملکه" Le Bijou de Reine را برصحنه آورد. از آن پس همه آثار خود را به نثر نوشت و پس از بازگشت از سفری به اسپانیا که در 1846 به همراهی پدر انجام داده بود، رمانی به سبک رمانهای پدر انتشار داد به نام "ماجراهای چهار زن و یک طوطی" Les Aventures de Quatre Femmes et d’un Perroquet که در شش جلد در سالهای 1846-1847 انتشار یافت که باز شکست خورد. دوما که پی برده بود در انتخاب این شیوه رماننویسی به راه خطا رفته است، مصمم شد که دنباله داستانهای کاملاً تخیلی را رها کند و همه هنر نویسندگی را درباره بینش مستقیم جامعه به کار اندازد و واقعبینانه جامعه را چنانکه میبیند ترسیم کند و از این آزمایش پیروزمندانه بیرون آمد، چنانکه در 1848 و در بیست و چهارسالگی با انتشار رمان "مادام کاملیا" La Dame aux Camelias به چنان شهرتی برقآسا دست یافت که کمتر از شهرت پدر نبود.
پدر نیز از این پیروزی بر خود بالید و پسر را بهترین اثر خویش خواند. موضوع داستان مادام کاملیا عشق جوانی از خانوادهای اصیل است به نام "آرمان دووال" Armand Duval به روسپی پرجاه و جلالی به نام "مارگریت گوتیه" Marguerite Gautier. دوما در مدت سه سال پس از آن به قصد پرداخت وامهای خویش، دهها رمان نوشت که در همه آنها آداب و رسوم جامعه و زمان خود را تصویر کرده بود. در این زمان به دعوت یکی از بستگان پدر به تئاتر روی آورد و تا سالها، رماننویسی را کنار گذارد. در 1852 از داستان مادام کاملیا نمایشنامهای ساخت که در پاریس و خارج از آن موفقیت بزرگی به دست آورد و به طور قاطع میتوان آن را سرآغاز نمایشنامههای آداب و رسوم دانست، نمایشنامهای آمیخته از احساسی عاشقانه و بینشی واقعی از جامعه و مسائل آن.
قدرت و تأثیر نمایش مادام کاملیا چنان بود که مارگریت را قهرمانی مافوق قهرمانان رومانتیسم قبل از خود ساخت و در وجودش نیرویی از انسانیت قابل توجه و برجسته نمایان کرد. دوما که بار سنگین قرض را از دوش برداشته بود، توانست آزادانه و پیاپی نمایشنامههای جدید بر صحنه آورد، از آن جمله است: "دیان دو لیس" Diane de Lys در 1851، "سبکسران" Le Demi-Monde، کمدی آداب و رسوم که در پنج پرده در 1855 اجرا شد و بلیغترین و عمیقترین و بیپرواترین اثر دوما به شمار آمد. دختری زیبا و طناز با وجود گذشته مغشوش و ناپاک با جوانی شرافتمند و بیخبر از همه چیز ازدواج میکند و فاسق دختر میکوشد تا جوان را از گذشته او آگاه سازد و در این راه حوادثی پیش میآید. "مسأله پول" La Question d’Argent در 1857 در پنج پرده بر صحنه آمد. دوما که پیوسته در اندیشه اصلاح اخلاق جامعه بود، در این اثر جامعه سرمایهداری و عطش سیریناپذیرش را به پول وصف میکند و بانکدار ثروتمندی را نشان میدهد که برای به دست آوردن پول بیشتر، همه چیز را زیر پا میگذارد و سرانجام نیز همه حسابهایش غلط درمیآید.
نمایشنامه "پسر نامشروع" Le Fill naturel در 1858 و "پدر مسرف" Un Pere Prodigue در 1859 به اجرا گذاشته شد. دوما در همه این کمدیها خود را مصلح بیپروای جامعه، طرفدار تساوی زن و مرد، دشمن بیعدالتیها و ریاکاریها معرفی میکند، قهرمانان نمایشنامههای او همهجا سخنگوی صادق شخص وی به شمار میآیند و او در خلق صحنههای پرتحرک و گفت و شنودهای آمیخته با زیرکی و هشیاری و فصاحت و بلاغت، استادی خاص نشان میدهد. دوما در حدود 1860 به سبب بیماری ناشی از کار زیاد، از نوشتن دست برداشت و به استراحت پرداخت و چهار سال بعد در 1864 هنگامی که سلامت خود را بازیافت، دوباره قلم به دست گرفت. سلسله نمایشنامههایی که دوما در این دوره نوشت در عداد نمایشنامههای اخلاقی و تربیتی قرار گرفت که بیشتر آنها مسائلی را مانند ازدواج، فسق و فجور، فرزندان نامشروع و روسپیگری مطرح میکند، از آن جمله است: "دوست زنان" L’Ami des Femmes در پنج پرده که به سبب وصف گویا و شیوه صادقانه و تحرک صحنهها بسیار جلب توجه کرد. "اندیشههای مادام اوبره" Les Idees de Madame Aubray در 1867 در چهار پرده اجرا شد.
"شاهزاده خانم ژورژ" La Princesse Georges در 1871 از سبک تئاترهای کلاسیک پیروی کرده و به وحدت سه گانه پایبند است، اما از نظر موضوع با خصوصیتها و سلیقه و احساس زمان وفق میدهد. "همسر کلود" La Femme de Claude در سه پرده، در 1873 مورد ستایش فراوان قرار گرفت. "زن بیگانه" L’Etrangere در 1876 برصحنه آمد. دوما که همهجا از فساد جامعه فرانسوی شکوه دارد، بنای این نمایشنامه را بر فرضیه علمی قرار میدهد و چنین ادعا میکند که باکتریها یا باسیلها ممکن است از راه توارث به آدمی انتقال یابد و قسمتهای سالم بدن را تباه سازد. جامعه در حال اضمحلال نیز شکار این باکتریهاست. این نمایشنامه در نظر دوما سرگذشت غمانگیز جامعهای در حال اغتشاش و اختلال است. "فرانسیون" Francillon در 1887 از پرجاذبهترین و درخشانترین کمدیهای آداب و رسوم دوماست و در آن سوءتفاهمها و تیرگیهای میان زن و شوهر که سرانجام به آشتی میانجامد، نشان داده شده است.
دیباچهها و یادداشتهایی که دوما به چاپ مجموعه نمایشنامههایش با عنوان تئاتر کامل Theatre Complet افزوده است، به سبب درخشندگی سبک نگارش و شمول افکار تازه بسیار پرارزش است. دوما به طور مسلم نقاش چیرهدست و صادق جامعه است که با واقعبینی بسیار بر ضد ادراکهای رمانتیک و خیالپردازانه از زندگی بپا خاست و اگرچه بسیاری از نمایشنامههایش به سبب القای افکار گستاخانه و نو، بحثها و مشاجرههای شدید برانگیخت، پیوسته نمایشنامهنویس محبوب نیمه دوم قرن نوزده باقی ماند. الکساندر دومای پسر، در 1874 به عضویت آکادمی فرانسه درآمد.
برگرفته از وبلاگ((دانستنیها و اطلاعات عمومی))
سلام دوستان
امشب کتاب نامه ای برای فردا رو براتون گذاشتم . از رییس جمهور سابق آقای خاتمی.
خیلی خیلی کتاب خوبیه البته نمیشه گفت کتاب ولی مقاله ی خوبیه. حتما دانلود کنید.
دانلود نامه ای برای فردا با حجم 287 کیلوبایت
نظر بدینننننننننننننننننننننننننننننننننننن
دوستان عزیز امشب یه کتاب ویژه براتون دارم که اسناد و مدارکی در مورد کشتار یهودیان در اروپا رو به همراه دیده ها و شنیده های نویسنده در اختیار ما گذاشته. همه میدونیم که ماجرا برمیگرده به سالهای جنگ جهانی دوم و جنایتهای هیتلر و دستگاه حکومتی آلمان نازی؛ حتما کتاب رو مطالعه کنید...
دانلود ((بر شماست که این واقعه را بازگو کنید)) حجم 5/4مگا بایت
بدون توضیح می ریم سروقت کتابهای امشب.
کتاب اول رباعیات خیام هستش که قبلا یکی رو براتون گذاشته بودم ولی کامل نبود و قول دادم که کاملش رو براتون پیدا کنم.
کتاب دوم مجموعه شعری از بانو فروغ فرخزاد با نام دیوار.
سومی یه شعر معروف از عبید زاکانی با نام موش و گربه.
و در آخر که گل سرسبد کتابهای امشبه یه کتاب براتون دارم با نام (( دانش در ایران باستان و تاثیر آن بر جهان)).
دانلود رباعیات خیام با حجم 173کیلو بایت
دانلود مجموعه شعر دیوار با حجم 187کیلوبایت
دانلود شعر موش و گربه با حجم 50کیلوبایت
دانلود دانش ایران در جهان با حجم 280کیلوبایت
رفقا همه کتابا کم حجم هستن و دانلود کردنشون هم از سایت رپید شِیر بسیار ساده ست.
سلام دوستان
امشب چند تا کتاب و کتابچه خیلی خوب براتون آماده کردم که مطمئن هستم از خوندنشون پشیمون نمیشید. میگی نه؟ بحون ببین پشیمون میشی یا نه.
اولیش یه داستان کوتاه خیلیییییییییییییییییییی عالیه با حجم کم. ۵ دقیقه بیشتر وقتتون رو پر نمی کنه، ولی خیلی فایده داره خوندنش.
امشب سه کتاب آموزش زبان با بیانی بسیار ساده براتون آماده کردم که امیدوارم دانلود کنید و ازشون استفاده کنید.
×دانلود زمان آینده کامل استمراری×
اگه دلتون خواست نظر بدین


